چی شده مادرِ من
چرا چشات کبوده
مگه تو کوچه پیشت
داداش حسن نبوده ؟
چی شده مادرِ من
تو خونه سَر به زیری
چرا پیشِ بابا جوون
روتو همش میگیری ؟
حسن دیگه از اون روز ساکت و گوشه گیره
چند وقته که بابامون مثلِ تو سَر به زیره
همسایه ها میگفتن : که مادرت میمیره
مادرِ مهربونم
مادرِ قدکمونم
اگه بری حسینت
بهونه تو میگیره
بابا علی میدونم
دِق میکنه میمیره
زندگیِِ بابامون
به خنده ی تو بنده
چند وقته جایِِ زهرا
قنفذ بهش می خنده
چهل نامردِ جنگی... فقط تو بودی مادر
خونِت هنوز می باره از میخِ آهن و در
هی تازیانه خوردی فقط میگفتی حیدر
مادرِ مهربونم
مادرِ قد کمونم
فاطمیه دوباره
اشکِ چشام روونه
گریه کنِ محرم
مادرِ قد کمونه
خدا کنه که امسال
حاجتم و بگیرم
کرب و بلا بیام و
تو روضه ها بمیرم
بهشتِ نوکراتون فقط پایین پاته
امضایِ کربلامون فقط یه نیم نگاته
شب های جمعه مادر مهمونِ کربلاته
یا فاطمه یا زهرا
برچسب:
نویسنده: کوروش کوشکی