
کی میشه که از سر کرم دستت و بذاری رو سرم من بشم مدافع حرم ... حسین کاش میشد بیام سوی دمشق من شهیدبشم توی دمشق جان فدای بانوی دمشق ... حسین خوب می دونم بدم ولی حاجتم و روا کن تو رو به جون مادرت ، درد منو دوا کن نشد بیام کرب و بلا... نذار هوایی باشم بذار بیام سوریه و کرب و بلایی باشم حسین دل دیوونهاین و می دونه به جز تو آقا کسی رو نداره نداره آسمونمپا به پایچشمام داره میباره میباره میباره میباره حسین واااااای حسین واااااای حسین واااای حسین لاله گون زمین از شهدا رفته باز سری رو نیزه ها سوریه شده کرب و بلا ... حسین خون دلم از این فاصله هاست باز حرمپر از و...
ادامه مطلب
باز از غمت شدم دلخونلیلا تو و منم مجنون یه نیم نگاهتون بسه دردام همه بشن درمون عصمت شبیه زهرایی غیرت شبیه مولایی مانند عمه جان زینب خیلی غریب و تنهایی عمرم به پای تو جونم برای تو وقتی میخواد پدر باشه فدای تو راضی میشه رضا هم با رضای تو معصومه جان مدد ناموس شاه مردانی شمشیر شیر یزدانی تو افتخار ایران و شاهنشه خراسانی مظلومه ی بلا هستی از جنس کربلا هستی معصومه ای ولی بانو تو زینب رضا هستی خلقا و ظاهرا زهرای اطهری مانند زینبی از نسل حیدری آرامش دل موسی بن جعفری معصومه جان مدد چشم انتظار و سردرگم در ازدحام این مردم داره میره از این...
ادامه مطلب
در عفت و در وقار بی همتایی از جنس حجاب زینب و زهرایی دروازه ی شام دید غم هایت را مظلوم ترین دختر عاشورایی... ...
ادامه مطلب
آن روز خدا نماز باران می خواند بی وقفه برای خویش مهمان می خواند جایی که کلام حق خریدار نداشت خورشید به روی نیزه قرآن می خواند ...
ادامه مطلب
کربلا در کربلای خنجر و حنجر گم است تازه عاشورا شروع کار او با مردم است آمده این دشت را سیراب از کوثر کند آمده تا کربلا را " کربلایی تر " کند آمدهتا عشق رابا خون خودامضاکند تا خودش " هیهات من الذله " را معنا کند حج واجب را رها کرده خدا واجب تر است مرگ با عذت برای شیرمردان بهتر است کوفیان اینبار هم حمد و سپاس آورده اند نامه در نامهبرایشالتماسآورده اند خوب می داند که اینها مرد میدان نیستند دست پیمان داده اما پای پیمان نیستند کینه دارند از علی مولا " ولی " آورده است تا توانستهبه همراه اش علیآورده است در مسیرش سنگ را لعل بدخشان کرده ...
ادامه مطلب