خرید بک لینک

با ضربه ی آخر به خدا از نفس افتاد

گنجشک همان لحظه که در تیررس افتاد

میخواست جوانه بزند غنچه ولی حیف

با سیلی پاییز به جانش هرس افتاد

پشت در آن خانه که از جنس بهشت است

از بغض جهنم همه جا خار و خس افتاد

وقتی که رسید آتش مسمار به سینه

پهلوی غزل درد گرفت از نفس افتاد

بین در و دیوار پرستوی مهاجر

با بال و پری خسته میان قفس افتاد

میخواست که آه از لب آیینه بگیرد

زهرا سپر درد علی شد سپس افتاد

#

او فاطمه بود و به همین جرم رقیه

با صورت نیلی شده اش از فرس افتاد

( ابراهیم زمانی - قم )

برچسب: پرستوی مهاجر,پرستوی مهاجر مهران موثقی,پرستوی مهاجرم چرا زلانه میروی,پرستوی مهاجر دانلود,پرستوی مهاجر سعید شایسته,پرستوی مهاجرم حسن خلج,پرستوی مهاجرم سلحشور,پرستوی مهاجر مهران,پرستوي مهاجر,پرستوی مهاجرم خلج, نویسنده: کوروش کوشکی تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 15:33

صفحه بندی